احمد بن محمد حسينى اردكانى

227

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

كه محيط به يك زاويه باشند ، بلكه شرط در وحدت اتّصاليّه آن است كه وجود حدّ مشترك بالقوّه باشد و در ميان دو حركت حدّ مشترك بالفعل است . دليل سوم : آنكه اگر آن دو حركت [ 151 ] به هم متّصل شوند بايد كه غايت صاعد عود به تحت باشد ، پس مهروب عنه مقصود مىگردد به جهت واحده . و جوابش : آن است كه اين در صورتى لازم مىآيد كه دو حركت به اتّصال يك حركت شوند . و حدّ مشترك در ميان صاعد و هابط نباشد ، و در اينجا چنين نيست . دليل چهارم ، كه قريب الاخذ است به دليل سوم ، آن است كه اگر ممكن نباشد كه تسوّد كه حركت در سواد است مستمر گردد تا تبيّض بدون آنكه در ميانه زمان سكونى واقع شود قوّهء بر تسوّد بعينها قوّهء بر تبيّض خواهد بود . و چون ابيض اخذ در تسوّد نمايد قوّتش بر تسوّد عين قوّهء بر تبيّض خواهد بود . و از اين لازم مىآيد كه در ابيض قوّهء بر بياض و در اسود قوّهء بر سواد بوده باشد . و محال است كه چيزى قوّهء بر نفس خود باشد . و جوابش : آن است كه جسم در حالى كه ابيض است اخذ در تسوّد نمىنمايد ، زيرا كه تسوّد مأخوذ از طبيعت سواد است و سواد با بياض يافت نمىشود ، بلكه بعد از آن يافت مىشود . و ايضا مىتوان گفت كه اين ابيض بالفعل به حسب بالقوّه ابيض ديگر است ، پس نبايد كه در ابيض قوّهء بر بياض به هيچ وجه نبوده باشد و اگر چه قوّه بعيد باشد . و شيخ رئيس در شفا بر اين مطلب استدلال نموده است به آنكه علّت قريبهء حركت جسم از حدّى به حدّى ديگر در مسافت ميل است ، و هر چه محرّك جسم است تا به حدّى بايد كه تا رسيدن به آن حد با جسم بوده باشد ، پس موصل جسم به آن حد بايد كه تا نزد وصول موجود باشد ، پس ميلى كه متحرّك را [ به حدى ] از حدود مسافت مىرساند در آن وصول به آن حد موجود خواهد بود . و محالى بر اين لازم نمىآيد ، زيرا كه وجود ميل مثل وجود حركت نيست كه در آن نتواند بود . پس هرگاه جسم از آن حد راجع گردد بايد كه ميلى ديگر حاصل شود كه علّت [ 152 ] قريبه رجوع باشد . و نمىتواند شد كه همان ميل اوّل علّت رجوع گردد ، زيرا كه ميل واحد علّت وصول به حدّ معين و مفارقت از آن نمىتواند بود و حدوث اين ميل نيز در « آن » خواهد بود امّا آنى غير از آن وصول كه ميل اوّل در آن موجود بوده است ، زيرا كه ممتنع است وجود دو ميل مختلف در يك آن در جسم واحد ، و وجود زمان در ميان اين دو آن ضرور است و الّا تتالى آنات لازم مىآيد و ناچار بايد كه جسم در آن زمان ساكن باشد .